نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

وَ لَمْ أکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقیّاً...
[زکریا گفت] و من هرگزخود را از دعا به درگاه تو محروم و ناامید ندیده‌ام‌‌‌...
"مریم/چهار"

پیوندها

حب الحسین

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۳۰ ب.ظ

مُهری که این مدت بر لبم بود و واژه ها را دور از من نگه میداشت از چه بود را نمیدانم. اما مِن بعد، اگر مهری بر صدای واژه های من از عشق تو بخورد، من تسلیمم. و مجنون این عبارت کوتاهِ "دخیلٌ یا اباعبدالله" ی که از دهان زنان شیعه ی عرب میشنیدم. برای این پیروِ پر کم و کاست و پرمدعای تو که در حضورت رزق نوشتن از مهربانی ات خواسته، اگر همه ی واژه های عمرش فدای حُب تو شود، چه باک!...

بیا تمام صدای من را بگیر و از عشقت آتشم بزن. آنکه چشمه ای از آقایی و مهربانی تو را ندیده در همه عمر چیزی جز حرمان نبرده. سخی ترین میزبان عالم اگر خانواده ی پاک تو نباشد پس کیست؟ حضورت پروجودترین حضور عالم است و حبت سرخترین عشق عالم. به فرشته های اکناف حرمت حسودم. به نخلهایی که فاصله تو را با عباست پر میکنند. به قدمهایی که راه های عالمین را بذای رسیدن به محبت و زیارت تو طی میکنند و قدمهای من نیستند حسودم. به شهیدانت...حسودم. من را و همسرم را، فرزندان نداشته ام را، پدر و مادر و خانواده ام را قبول کن برای خودت. هر که همای قبول افتادن و رخصت تو بر دلش نشست، رستگار شد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی