نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

وَ لَمْ أکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقیّاً...
[زکریا گفت] و من هرگزخود را از دعا به درگاه تو محروم و ناامید ندیده‌ام‌‌‌...
"مریم/چهار"

پیوندها

ای نفس قدس تو احیای من

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۵۶ ب.ظ

از فکر اینکه با آن چند خطم سوء تفاهمی ایجاد کرده باشم، دلم سخت گرفت.

این چند ماه، فقط غبار و زنگار گرفته‌ام. دریغ از وجبی پاکی؛ همان حیوان ناطقی که در فعلیت، از نبات هم کمتر بوده. برای بچه‌ها روز شمار بهار گذاشته‌ام و اشتیاق نزدیک شدن به شکوفه‌باران؛ آنوقت خودم روی آن را ندارم که ببینم چقدر درونم تمیز و پر جوانه است...

چشمه‌ساران پاک، کی سراغ ما را میگیرند؟ 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۰

نظرات  (۱)

ما که می‌بینیم تمیز و سرسبز است :*
پاسخ:
سلام مهربان بهاری‌. چشم و دلمان را روشن کردی زهرا‌ جانم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی