نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

وَ لَمْ أکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقیّاً...
[زکریا گفت] و من هرگزخود را از دعا به درگاه تو محروم و ناامید ندیده‌ام‌‌‌...
"مریم/چهار"

پیوندها

وه زان‌که دل بریدن از خویش و با تو بودن

جمعه, ۱۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۰ ب.ظ

نحنُ نَلحقُ بکم إن‌شاءاللّه...

مات‌برده، زل زده‌ام به همین‌جا. به هر حقیقت مُتقنی که مرهمی می‌کند برای یک روح همیشه حیران و بی‌قرار. مرهمی؛ مرهمی کردن! مثل خواهری،برادری، مثل پدری کردن... احوال درونم؟ "چون ابر در بهاران".

نظرات  (۱)

باشد بنای خیری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی