نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

نبیذ

آسوده تنی که با تو پیوست...

وَ لَمْ أکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقیّاً...
[زکریا گفت] و من هرگزخود را از دعا به درگاه تو محروم و ناامید ندیده‌ام‌‌‌...
"مریم/چهار"

پیوندها

شب

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۵۸ ب.ظ

دو ساعتی هست که از پنجره‌ام صدای حزن می‌آید. حزنی که دل را مجذوب خودش می‌کند. آن صدایی از حزن که آهنگین و مهربان است و از تمام مناسبات این روزها و گره‌های پیش آمده جدایم می‌کند و یادم را به حال روزهایی می‌اندازد که به خالی بودن دست‌هایم واقف بودم و پاک عاشقی می‌کردم...بوی محرم و اسپند و شربت زعفران می‌دهد. انتظار غریبی‌ست که نمی‌دانم نذرم امسال ادا می‌شود یا نه...هنوز به درک درست توکل نرسیده‌ام و مثل نوآموز مغموم کلافه‌ای که کلاس اول را چند بار خوانده باشد، بر بام و در چاه، پر پر می‌زنم... سه چیز توش و توانم را تمام می‌برد؛ عاشقی. جدی نوشتن و معلم کلاس‌اولی‌ها بودن. می‌دانم، با وجود اولی نیازی به زیاده‌گویی دومی و سومی نبود. دومی علاوه بر این‌ها، اسیرم هم می‌کند.

طبق معمول، صبح زود باید بیدار باشم. اما هوس دارم تا خود سپیده بیدار بمانم و سوره‌ها و نامه‌های تو را بخوانم؛ عاشقت را -گیرم بی‌وفا- رها کرده ای درین دنیای بی‌انصاف؟ کی دست و بالش را می‌گیری و می‌نشانی‌اش بغل بغل خودت؟...باید از مرهم خنک خودت روی آتس زخمش بگذاری صدای نفس‌های نیازش را بشنوی. باید صدایت کنم. یا کافی!


پ.ن: عمه کوچیکه داشت آرزوی موفقیت و قبولی دکتری می‌کرد و می‌گفت به فلانی رفته‌ای. گفتم من به خودت رفته‌ام؛ خود خودت. گفت اگر به من رفته بودی که حالا باید شوهر و دو تا بچه می‌داشتی! خواستم بگویم قرار من با خودم میان سودا و زندگی، انتخاب زندگی بود؛ تنهایی، به سودا کشاند ام. نگفتم. تنها استیکر ماچ کردن حنا را فرستادم.

پ.ن۲: این روزها باید باران باشد؛ چرا نمی‌بارد پس؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۲

نظرات  (۱)

چو قطره از دریا، من از تو مهجورم ...
پاسخ:
بیا ادای نذر کنیم و وقت هم زدن دیگ بخوانیمش جانم.
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان، جاری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی